سفارش تبلیغ
صبا

نگاهت را که از من می دزدی

کیش ومات می شوم در شطرنج زندگی

و تمام دردهای دنیا اوار می شود

روی سرم

گویی تمام دردهای دنیا

به یک نگاه تو بند بوده است

 

 

.

.

.

نگاهت را از من مگیر...






تاریخ : سه شنبه 91/5/31 | 10:26 صبح | نویسنده : محسن | نظرات ()

برج روی برج

وصفرهایی که در ماشین حساب

نمی گنجد.

حق هایی که راحتتر از اب خورده می شود

ودست های کوچکی که افتاب با انها نامهربان بوده است

چشمهایی که به رهگذران دوخته شده

تا مگر یکی از انها

روی ترازوی پسرک معرفتش را بسنجدو اگر حالش خوب بود

حق او را بدهد

تا او دیگر مجبور نباشد

مشق های شبش را خط در پر بنویسد...






تاریخ : پنج شنبه 91/5/26 | 9:47 صبح | نویسنده : محسن | نظرات ()

تفاوت کشورهای ثروتمند ووفقیر،تفاوت قدمت انها نیست.

زیرا برای مثال کشور مصر 3000 هزار سال تاریخ مکتوب دارد وفقیر است.

اما کشور های جدیدی مانند کانادا،نیوزیلند و استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهای توسعه یافته

وثروتمندی هستند.

تفاوت کشورهای ثروتمند وفقیر در میزان منابع طبیعی قابلاستحصال انها هم نیست.

ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد ان کوه هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما

دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از امریکا را دارد.

این کشورمانند یک کارخانه پهناور و شناور می باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می کند.

مثال بعدی سویس است، کشوری که اصلا کاکائو در ان به عمل نمی اید،اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید وصادر می کند.

در سرزمین سرد سویس که تنها در چهار ماه سال می توان کشاورزی ودامداری انجام داد ،بهترین لبنیات(پنیر)دنیا تولید می شود.

سویس کشوری است که به امنیت،نظم و سختکوشی مشهور است وبه همین دلیل به گاو صندوق ذنیا مشهور شده است.(بانکهای سویس)

افراد عالیرتبه ای که از کشور های ثروتمند با همپایان خود در کشور های فقیر بر خورد دارند برای ما مشخص می کند که سطح هوشی

و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد ورنگ پوست نیز مهم نیستند زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می گیرند در کشور های اروپایی به نیروهای مولد تبدیل میشوند.

پس تفاوت در چیست؟

تفاوت در رفتارهایی است که در طول تاریخ فرهنگ ودانش نام گرفته است.

وقتی رفتارهای مردم کشور های پیشرفته را تحلیل می کنیم در می یابیم که اکثریت قالب انها رااز اصول زیر در زندگی خود پیروی می کنند:

اخلاق به عنوان اصل پایه،وحدت،مسئولیت پذیری،احترام به قانون و مقررات،احترام به حقوق شهروندان دیگر،عشق به کار،تحمل سختی ها به

منظور سرمایه گذاری روی اینده،میل به ارائه کار های برتر و فوق العاده و نظم پذیری.

اما در کشور های فقیر تنها عده ی قلیلی از مردم از این اصول پیروی می کنند.

ما ایرانیان فقیر هستیم نه به خاطر اینکه منابع طبیعی نداریم یا اینکه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است.

ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان چنین سبب شده است،ما فاقد اهتمام لازم جهت اموختن و رعایت اصول فوق که توسط کشور های پیشرفته

شناسایی شده است هستیم.






تاریخ : پنج شنبه 91/5/19 | 9:24 صبح | نویسنده : محسن | نظرات ()

                       مردی ، دیر وقت ، و عصبانی ، از سر کار به خانه بازگشت . دم در ، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود .

بابا ! یک سوال از شما بپرسم ؟

بله حتماً . چه سوالی ؟

بابا شما برای هر ساعت کار ، چقدر پول می گیرید ؟

مرد با عصبانیت پاسخ داد : ( این به تو ارتباطی ندارد .چرا چنین سوالی می کنی؟ )

فقط می خواهم بدانم . بگوئید برای هر ساعت کار ، چقدر پول می گیرید ؟

اگر باید بدانی خوب می گوئیم ، 20 دلار .

پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود ، آه کشید ، بعد به مرد نگاه کرد و گفت : ( می شود لطفا 10 دلار به من قرض بدهید ؟ )

مرد بیشتر عصبانی شد و گفت : ( اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال ، فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری ، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا این قدر خود خواه هستی . من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتار های کودکانه ای وقت ندارم .)

پسر کوچک ، آرام به اتاقش رفت و در را بست .

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد . ( چطور به خودش اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول ، از من چنین سوالاتی بپرسد؟ )

بعد از حدود یک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده است . شاید واقعاً چیزی بوده که او برای خریدش به 10 دلار نیاز داشته است . به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش درخواست پول کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد .

خواب هستی پسرم ؟

نه پدر، بیدارم .

من فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده ام . امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم . بیا این 10 دلاری که خواسته بودی.

پسر کوچولو نشست ، خندید و فریاد زد : ( متشکرم بابا ! ) بعد دستش را زیر بالشش برد و از زیر آن ، چند اسکناس مچاله شده درآورد .

مرد وقتی دید پسر کوچولو ، خودش هم پول داشته است ، دوباره عصبانی شد و غرولند کنان گفت : ( با اینکه خودت پول داشتی ، چرا دوباره تقاضای پول کردی ؟ )

پسر کوچولو پاسخ داد : ( برای اینکه پولم کافی نبود ، ولی الان هست . حالا من 20 دلار دارم . آیا می توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید ؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم ... )






تاریخ : پنج شنبه 91/5/19 | 9:23 صبح | نویسنده : محسن | نظرات ()

نهایت فقر در چیست؟ ایا در نداشتن پول است؟

روزی یک مرد ثروتمند ، پسر کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند ، چقدر فقیر هستند. آنها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .

در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : ( نظرت در مورد مسافرتمان چه بود ؟)

پسر پاسخ داد : ( عالی بود پدر !)

پدر پرسید : ( آیا به زندگی آنها توجه کردی؟)

پسر پاسخ داد : ( فکر می کنم.)

و پدر پرسید : ( چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟)

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : ( فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها 4 تا . ما در حیاتمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاتمان فانوسهای تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند .حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست ! )

در پایان حرفهای پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : ( متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعاً چقدر فقیر هستیم ! )






تاریخ : پنج شنبه 91/5/5 | 9:37 صبح | نویسنده : محسن | نظرات ()

 

تفاوت در چیست؟؟؟؟

ژاپن : به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات میسازد .                                                                                                                               
مصر : درس میخواند و هراز گاهی علیه حسنی مبارک در و پنجره ی دانشگاهش را میشکند .                                                                                                                                           
هند : پس از چند سال درس خواندن عاشق دختری می شود و همزمان برادر دوقلویش را که سالها گم شده بود پیدا می کند . سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود.                             .                              
عراق : مدام به تیرها و خمپاره های تروریست ها جاخالی میدهد و در صورت زنده ماندن درس می خواند .

چین : درس میخواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی میفروشد .

کره شمالی: اگر رهبرشان اجازه بدهد درس می خواند وپس از پایان تحصیلات با توجه به میزان عشق به رهبرشان به یک مقام دست پیدا می کند.
پاکستان : او به شدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ی ممتاز به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید .

اوگاندا : درس میخواند و در اوقات بیکاری بین کلاس چند نفر از قبیله ی توتسی را میکشد .

انگلیس : نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا" تا پایان دوره ی کواترناری!! منقرض می شود . ولی آخرین  

بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند .    
ایران:سر کلاس عمومی چرت میزند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد ! سیاسی نیست ولی سیاسی ها

را دوست دارد . معمولا" لیگ کشورهای بالا را دنبال می کند ! عاشق عبارت "خسته نباشید" است ، البته نیم ساعت

مانده به آخر کلاس !     هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را میخورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید !

 او سه سوته عاشق می شود !
جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شوداما هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده ...
او چت میکند، عضو فعال فیس بوک است، خیابان متر میکند و در یک کلام عشق و حال میکند ! همه کار میکند جز

اینکه درس بخواند!!








تاریخ : پنج شنبه 91/5/5 | 9:28 صبح | نویسنده : محسن | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.